روزی چند دوست قدیمی که همگی ۴۰ سال سن داشتند تصمیم گرفتند تا قرار بگذارند و شام را با همدیگر صرف کنند . پس از بررسی رستورانهای مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران ” علی آقا “بروند.
زیرا دکور جالب و گارسن های مقبولی دارد!
۱۰ سال بعد که همگی ۵۰ ساله شده بودند دوباره تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند. پس از بررسی رستورانهای مختلف، سرانجام توافق کردند که به رستوران علی آقا بروند.
زیرا غذای خیلی خوبی دارد
۱۰ سال بعد در سن ۶۰ سالگی، دوباره تصمیم بهصرف شام با همدیگر گرفتند و سرانجام توافق کردند که به رستوران علی آقا بروند.
زیرا محیط آرام و بیسروصدایی دارد!
۱۰ سال بعد در سن ۷۰ سالگی، دوباره تصمیم گرفتند که شام را باهم بخورند و سرانجام پس از بررسی رستورانهای مختلف تصمیم گرفتند که به رستوران علی آقا بروند.
زیرا هم آسانسور دارد و هم راه مخصوصی برای حرکت صندلی چرخدار!
و بالاخره ۱۰ سال بعد که همگی ۸۰ ساله شده بودند یکبار دیگر تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستورانهای مختلف سرانجام توافق کردند که به رستوران “علی آقا ” بروند *زیرا همگی به این نتیجه رسیدند که تابهحال آنجا نرفتهاند..
( یا تشکراز آلزایمر ! )
این حکایت گزیده ای از نمایشنامه زندگی است،پس از زمان حال به بهترین شکل استفاده کن.







