شیدای زمانم…
به یاد امینالله رشیدی؛ خنیاگر ستاینده زندگی
ابراهیم جعفری
باهاتیم:امینالله رشیدی، خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی و از طراحان معتبر فرش، در ۹۹ سالگی درگذشت. او در تمام سالهای حیاتش با امید زندگی کرد و حتی فیلمی که از آخرین روزهای زندگیاش روی تخت بیمارستان در فضای مجازی منتشر شده، از اشتیاق او به زندگی و هنر حکایت میکند.
رشیدی در این فیلم ترانهای را زمزمه میکند که بهعنوان آخرین تصویر از اجرایش بهیادگارمانده است. او آدم خاصی بود و میگفت: «عدد شناسنامهام را قبول نمیکنم. شما هم مثل من با طفل درونتان بسازید و با او درخور باشید.»
این خنیاگر ستاینده «زندگی» که قریب یک قرن نفس کشید، بیش از ۸۰ سال با شعر کلاسیک فارسی، خوانندگی و نواپردازی، نویسندگی، طراحی نقوش قالی و… در پویایی مداومی زندگی کرد.
این هنرمند شادمانه و شاکر زیست و ما را بر مرگ او دریغی نیست. افسوس بر ماست اگر نتوانیم؛ چون او زندگی کنیم.
هنرمندی نوگرا در متن سنت موسیقایی ایران
امینالله رشیدی را میتوان هنرمندی نوگرا در متن سنت موسیقایی ایران دانست؛ کسی که همواره سعی داشت خود را در بند سنتها محصور نکند و تعصب بی جا مانع از نوآوریهای هنریاش نشود. بااینوصف رشیدی دوست داشت مردم قدر گنجینهاش را بدانند.
این چهره وارسته با این که عاشق موسیقی بود، اواخر دهه ۱۳۷۰ با انتشار آلبومهایی همچون «عطر گیسو» به صحنه بازگشت و بهشدت مورد استقبال مردم قرار گرفت و آثار دیگری را نیز منتشر کرد. رشیدی طی مصاحبهای درباره سالهایی که از فضای موسیقی دورمانده، گفته بود:
من از دوره جوانی تا امروز از خودم مراقبت کردهام و احساس یک جوان ۳۵ساله را دارم. دوست دارم تا ۱۰۰ سالگی برای مردم بخوانم؛ اما مافیای موسیقی امثال مرا پس میزند.
دستهای پشت پرده هر روز یک خواننده جدید معرفی میکنند؛ اما صدای آنان در ذهن مردم نمیماند. کجاست آن تصنیفهایی که در سالهای دور ساخته میشد و هر شنوندهای را به خدا نزدیک میکرد.
بازگشت به صحنه کنسرت در ۸۹ سالگی
یکی از نکات عجیب زندگی هنری رشیدی بازگشتش به صحنه کنسرت در ۸۹ سالگی بود. او در سال ۱۳۹۳ ابتدا در اصفهان و سپس تهران روی صحنه رفت. در این کنسرت ابتدا ویدئوکلیپ «دریا» یکی از مشهورترین آهنگهای او پخش شد. وقتی روی صحنه رفت و حاضران ایستادند و تشویقش کردند، گفت: «من متولد کاشان هستم. در آن شهر کویری فقط یک نهر آب وجود داشت و هیچ تصوری از دریا نداشتم، تا این که در یک سفر با چند نفر از دوستانم از سمت جاده چالوس به دریا رسیدیم. من با دیدن دریا، تحتتأثیر رفتار متضاد طبیعت قرار گرفتم و آهنگ و ترانه دریا را ساختم.»

از ویژگیهای متمایز رشیدی، توانایی او در ترکیب موسیقی سنتی و نوین ایرانی بود.
او نه تنها به آوازهای سنتی مسلط بود، بلکه سعی کرد با استفاده از نوآوریهای موسیقایی، صدای خود را به سبکهای مختلف نزدیک کند.
صرفنظر از فعالیتهای هنری، امینالله رشیدی در جامعه هنری فردی بسیار محترم و متواضع شناخته میشد. او تا آخرین لحظههای زندگیاش به فعالیتهای هنری ادامه داد و عشقش به موسیقی هیچگاه کاهش نیافت.
آهنگ «افسانه» با مطلع «شیدای زمانم» که به عنوان مشهورترین کار امینالله رشیدی شناخته میشود، از نمادهای موسیقی ایرانی و تجلیگر احساسات عمیق انسانی است.
خدمت به علم و جامعه حتی پس از مرگ…
خبر اهدای پیکر شادروان رشیدی به دانشگاه علوم پزشکی برای تحقیقات علمی، توجه بسیاری را جلب کرده است ضمن آن که قرار نیست مراسم تشییع برگزار شود و این تصمیم نشانگر آن است که رشیدی بعد از مرگ نیز به وطنش ادای دین خواهد کرد.
اهدای پیکر به دانشگاهها و مراکز علمی، به محققان و دانشجویان این امکان را میدهد که از نزدیک با بدن انسان و عملکرد آن آشنا شوند. با استفاده از پیکر امینالله رشیدی، دانشجویان پزشکی و علوم مرتبط قادر خواهند بود روی مباحث مختلفی مانند آناتومی، فیزیولوژی و پاتولوژی کار کنند. ازاینرو حرکت خانواده رشیدی نهتنها به پیشرفت علم کمک میکند، بلکه یاد و میراث این هنرمند را نیز زنده نگه میدارد.
این اقدام که میتواند الهامبخش نسلهای آینده باشد، تأکیدی بر این موضوع است که هنر و علم میتوانند کنار یکدیگر قرار بگیرند و از همدیگر حمایت کنند.
از سوی دیگر میتوان گفت که این اقدام نه تنها در جهت کمک به علم، بلکه در راستای احترام به فرهنگ و هنر ایران نیز قرار میگیرد.
فقدان رشیدی یادآور این حقیقت است که هر یک از هنرمندان بزرگ، بخشی از هویت فرهنگی ما را شکل میدهند و نبودشان به معنای ازدستدادن بخشی از تاریخ و فرهنگ است.
موسیقی او همیشه در یادها خواهد ماند و ما را به روزهای زیبا و حس و حالهای دلنشین هدایت خواهد کرد؛ مردی که مانند ترانه مشهورش، گویی صد سال «شیدایی» کرد و حالا در گوشهای از آسمان نظارهگر حال و احوال موسیقی بدون خود خواهد بود.
یاد و نامش گرامی باد







